Saturday, 1 August 2009

یادتونه محسن سازگارا چی گفت؟ کودتا مبارزه بین امید و نا امیدی هست.

دوستان من٬ ...
این زندانیانمون که الان دارن اعتراف میکنن رو ملامت نکنیم. ممکنه اگه به شما هم بگن که اعتراف نکنی زنت رو میاریم جلوت آزار میدیم٬ ممکنه تسلیم بشین. نمیدونیم که بر سر اونها چی گذشته. باید فکری به حال آینده کرد که چطور از زیر این امتحان هم بیرون بیایم. به نظر من برنامه ریزی دقیق و حساب شده برای اعتراضات مراسم تحلیف و تنفیذ ا.ن. باشه. بسم الله .... شروع کنیم

2 comments:

  1. دوستان سبز، داستان اعتراف گیری چیز تازه ای نیست و به همان اندازه هم از بی اعتبار.

    طبق ابتدایی ترین قوانین، سخنان در زیر فشار هیچ اعتباری ندارند. وقتی برای هیچ دادگاهی در جهان چنین سخنانی معتبر نیست، چرا باید برای ما معتبر باشد؟

    آیا همین اعتبار کذایی اش در نزد ما نیست که جلادان را به تاثیر "اعترافات" معتقد می سازد و برمی انگیزدشان که به شکنجه و اعتراف گیری بپردازند؟

    فقط تصور کنید که اگر این اعترافات!!! را به پشیزی نگیرید، چه تیرهایی از رژیم به سنگ خورده است. تمام بافته هایش تافته خواهد شد.

    به ریشخند گرفتن اعترافات و بیگناه دانستن "معترفین" تنها واکنش انسانی و درست ماست.

    گناهکار، آن شکنجه گری ست که انسانی را وادار به سخنانی کرده که باید با هزار شرم و درد بر زبان بیاورد و ازین شرم نتواند در چشم مردم نگاه کند.

    اما این اعترافات برای ما پشیزی ارزش ندارد.

    نابود باد این سیستم اعتراف گیری و تواب سازی.

    ReplyDelete
  2. مرحوم مهندس بازرگان از سیاستمداران دوست داشتنی و شوخ طبع ایران بود. وی روزی گفته بود هر وقت مرا بازداشت کنند هر چه از من بخواهند برایشان اعتراف می کنم. از حالا هم به همه اعلان کرده باشم که مطالبی را که در اعترافات زوری بیان خواهم کرد همه مجبوری است و آنها را تکذیب می کنم

    این سخن بازرگان امروز وصف حال زندانیانی چون ابطحی و تاجزاده و نبوی و دیگران است خدا به آنها قوت و صبر دهد

    ReplyDelete